الشيخ حسين المظاهري
56
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى )
والاترين مردمان به سوى تو آمدهام ؛ يعنى على . » معاويه گفت : « خاك برسر تو با كلامى كه مىگويى ! على كسى است كه اگر صاحب دو انبار كاه و طلا باشد ، ابتدا انبار طلا را در راه خدا صرف مىكند و سپس انبار كاه را . » « 1 » در زندگى اميرالمؤمنين ( ع ) ، دنيا و رزق و برق مفهومى نداشت . حضرت به عثمان بن حنيف مىنويسد : « شنيدهام به مهمانىيى رفتهاى كه در آن مهمانى فقيران نبودهاند ، و تو در آن ، غذاهاى چرب و نرم خوردهاى . من كه على هستم ، در همهء عمرم به دو لباس و دو قرص نان جوين اكتفا كردم ، شما نمىتوانيد چنين باشيد ؛ و لكن على را كمك كنيد در ورع ، زهد ، تقوا و عفت . » « 2 » - عدالت اميرالمؤمنين ( ع ) جرج جرداق مسيحى ، كلام رسايى دربارهء عدالت على دارد : قُتِلَ فِى مِحْرابِهِ لِعَدِالَتِهِ : « على ( ع ) كشته عدالت خويش است . » على ، عدالت مجسم است . وقتى مىشنود كه فرماندارش ابن عباس نسيه مىگيرد و از مقامش سوء استفاده مىكند و نسيه را به تأخير مىاندازد ، نامه عتابآميزى به او مىنويسد و در آن نامه مىگويد : « من راضى نيستم كه فرماندارم سوء استفاده كند و نسيه را تأخير اندازد . » ابن عباس مىگويد : بارى از درهم و دينار را به خدمت على ( ع ) مىبردم كه در راه ديدم شمشير على را مىفروشند . چون به خدمتش رسيدم و سبب فروش شمشير را پرسيدم ، فرمود : « شلوار نداشتم و مىخواستم از پول آن شلوارى تهيه كنم . » « 3 »
--> ( 1 ) - بحار ج 41 / 144 ( 2 ) - نهجالبلاغه فيض ( ره ) ص 966 « . . . وَلْكِنْ اعينُونى بِوَرَعِ وَاْجتِهادِ وَ عِفَّهء وَسَدادٍ ( 3 ) - مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 97